تبليغاتX
.:: مکتوب ::. - در هم نامه

.:: مکتوب ::.

دیروز با یکی از دوستای قدیمی رفته بودم محلی که توش به دنیا اومدمو تا 16 سالگی اونجا بودیم ،کلا تغییر کرده بود همه خونه های ویلایی جاشونو به آپارتمان داده بودن به تبع اون همه هم محلی ها هم از اونجا رفته بودن به جز چندتایی که هنوز خونشون سر جاش بود.خیلی دلم گرفت کلی دل تنگ اون موقع ها شدم. یادش به خیر بچه که بوم همش میگفتم دلم میخواهد زور تر بزرگ بشم اما حالا اصلا دلم همچین چیزی رو نمیخواهد.

خیلی خستم

دلم میخواهد برای یه مدتی کلیه وسایل ارتباطیمو قطع کنمو برم یه جایی حسابی با خودم خلوت کنم

دلم یه تنهایی خوب و دلچسب میخواهد

کلی دلم گرفته...


+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 14:24 توسط مکتوب |


X

و اينك سكوت
و اينك سكوت انديشگاه تاريك روزها و شبها شده است
كسي مي‌آيد، كسي مي‌رود، چه اهميت دارند
اين خاشاك بي مقدار هر جايي؟
تنم فرسود و دلم فسرده شد
از اينهمه شبهاي تنهايي
از اين همه روزهاي بي انصاف
براي كه بگويم؟ از چه ؟
از تاريكي شبي سخت در پستويي متروك
از فشار جانكاه دستان اراذل بر گلوي نجابت
از دلتنگي‌هايم براي آن فرشته كوچك بي بال و پر
نه هيچ نخواهم گفت، كه هيچ، همه چيز من است.


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اردیبهشت 1388

اسفند 1387
بهمن 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384



پیوندها

Absurd
ارتباط عاطفی موثر تر ( دکتر شیری )
كـــــــــــامـــران
جزیره بچه گـــــــرسنه
سرزمین کانگرو ها
زیر آسمان استرالیا
مه کیا
قبل از یک زن (نیلی)
گفتار (روزبه)
زاغارت (روزبه)
کانون مطالعاتی دانشگاه امیرکبیر
یادداشتهای یک دختر ترشیده


    تعداد بازديدها: