تبليغاتX
.:: مکتوب ::.

.:: مکتوب ::.

طبق معمول دیروز که داشتم از محل کار بر میگشتم خونه توی ترافیک ستارخان گیر کردم (دیگه این ترافیک واقعا داره کلافه ام میکنه )

راننده ماشین رادیوش روشن بود و یه مجریه به مردم میگفت زنگ بزنید بگید که چه کسی تاثیر گذارترین فرد زندگیتونه که یکی زنگ زدو گفت امام خمینی ، از خنده مرده بودیم .

رادیو رفت کانال بعدی این دفعه سوال این بود که کدوم داور ایرانی بیشتر از همه دربی رو سوت زده ،یکی زنگ زد و گفت ترکی ،ته خنده بو با اون لهجش.

رادیو رفت کانال بعدی ،این دفعه یه مسابقه بود که به ملت میگفت باید یه توپ دارم قل قلیه رو سنتی بخونید ،کاملا ملت و گذاشته بودن سر کار و بهشون میخندیدن.

خلاصه کلی خندیدم .

اینم یه داستان از وبلاگ دکتر شیری 

مردی هر روز با موتوری که خورجینی داشت از مرز کانادا رد میشد و مرزبانان کانادایی ۶ ماه تمام هر روز داخل خورجینها را میگشتند و چیزی جز سنگ نمی یافتند ! بعد از ماهها بالاخره مسوول مرزبانان ُ موتورسوار را کشید کنار و گفت ما مطمئنیم تو چیزی قاچاق میکنیُ اگر بگی واقعا کاریت نداریم اما داریم از کنجکاوی خفه میشیم .موتور سوار لبخندی زد و گفت شما همیشه اخل خورجینها را میگشتید در حالیکه خود موتور قاچاق و دزدی بود!!!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 13:50 توسط مکتوب |


الان که دارم آرشیوم رو نگاه میکنم میبینم یه چیزی حدود 6 ماه هست که هیچی رو وبلاگم نذاشتم

نمیدونم ترا ولی کششی نسبت بهش نداشتم ولی الان یهو قلقلکم داد 

تازه الان میفهمم که زمان چقد زود میگذره ها اااااااااااااااااااااااااااا یعنی من 6 ماه آپ نکردم

خیلیه هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خوب امیدوارم این پست مقدمه ای باشه برای یه شروع جدید

راستی تو این مدت با یه وبلاگ آشنا شدم به اسم " یادداشت های یک دختر ترشیده " خیلی خودمونی و راحت مینویسه حتما یه سری بهش بزنید .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 13:57 توسط مکتوب |


X

و اينك سكوت
و اينك سكوت انديشگاه تاريك روزها و شبها شده است
كسي مي‌آيد، كسي مي‌رود، چه اهميت دارند
اين خاشاك بي مقدار هر جايي؟
تنم فرسود و دلم فسرده شد
از اينهمه شبهاي تنهايي
از اين همه روزهاي بي انصاف
براي كه بگويم؟ از چه ؟
از تاريكي شبي سخت در پستويي متروك
از فشار جانكاه دستان اراذل بر گلوي نجابت
از دلتنگي‌هايم براي آن فرشته كوچك بي بال و پر
نه هيچ نخواهم گفت، كه هيچ، همه چيز من است.


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اردیبهشت 1388

اسفند 1387
بهمن 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384



پیوندها

Absurd
ارتباط عاطفی موثر تر ( دکتر شیری )
كـــــــــــامـــران
جزیره بچه گـــــــرسنه
سرزمین کانگرو ها
زیر آسمان استرالیا
مه کیا
قبل از یک زن (نیلی)
گفتار (روزبه)
زاغارت (روزبه)
کانون مطالعاتی دانشگاه امیرکبیر
یادداشتهای یک دختر ترشیده


    تعداد بازديدها: