تبليغاتX
.:: مکتوب ::.

.:: مکتوب ::.

این روزا همه چی بوی بد میده بوی خیانت بوی نامردی بوی کثافت بوی لجن که هر روز داره ما رو بیشتر میکشه توی خودش

حالم داره از همه چی و همه کس بهم می خوره

طرف هرکس که میری تا به لجن نکشتت ولت نمیکنه

این روزا هر وقت که میام اینترنت یه چیزی عین آوار خراب میشه روی سرم دائم خبرای حال بهم زن و اعصاب خورد کن

انفجار حسینیه شیراز  و کشته شدن کلی آدم

اعتراض کارگر های شرکت لاستیک سازی به دلیل نگرفتن حقوق شش ماه و بسته شدن جاده شهریار  و دستگیری همشون

حمله 30 نفر به حسین کعبی بازیکن ملی پوش

شکستن لپ تاپ افشین قطبی تو رختکن توسط یک سری آدمهای حروم زاده

و ..........................

آی مردم ما داریم کجا میریم

چرا ماها این جوری شدیم آخه

چرا ماها نمی تونیم مثل آدم زندگی کنیم

چرا ماها نمیدونیم انسانیت چیه

دلم میخواهد گریه کنم

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 20:8 توسط مکتوب |


دو روز پیش یه همراه جمعی از دوستان اراذل و اوباش تصمیم گرفتیم از میون ترافیک فیلم های در حال اکران یکی رو انتخاب کنیم و بریم برای تماشا که آخر فیلم " زن دوم " انتخاب شد و راهی مجتمع تازه تاسیس اریکه ایرانیان شدیم که فکر میکنم 5تا سالن سینما داره ، یه چند باری هم قبلا اونجا رفته بودم مجتمع کامل ،قشنگ ، بزرگ و شیکیه .

ولی تا حالا اینقدر اونجا رو شلوغ ندیده بودم تازه این آقا خوشگله که تو فیلم " غیر منتظره " نقش اول رو داشت هم اونجا بود . یه چیزی بگم امیدوارم خانوم های خواننده ناراحت نشن ولی نمیدونم چرا جدیدا این دخترا اینقدر بد ریخت شدن فقط یه من آرایش می کنن که اصلا قایم نمیکنه چه قدر این دخترا بد ترکیب شدن باور بفرمایید اونجا جمع لباسهای مردم و که حساب میکردی زیره 1 میلیون نمیشد اما بازم باعث نمیشد که نفهمی چقدر بدترکیبن؟؟؟؟؟؟

البته دوستان محترم خودتون که مستحضرید همیشه استثنا هم هست که تو این موردی که من گفتم تازه خیلی هم استثنا وجود داره .

موضوع دیگه ای هم که برام جلب توجه کرد این بود که بابا سردار رادان چشمت روشن که اینقدر اونجا بی ناموسی بی داد می کرد که بنده موفق به رویت ناف یکی از خواهران سوناتا دار شدم اینقدر که همه چیش بیرون بود ، این مدلیشو دیگه ندیده بودیم .

خوب بریم سراغ فیلم که تقریبا میشه گفت دارای موضوعی تکراری بود با این تفاوت که نمیشد آخرش رو حدس زد اینقدر هیجانی دنبال میشد که نگو فیلمی بود که بالا و پایین زیاد داشت و همین به جذابیتش اضافه میکرد .در کل من که خیلی لذت بردم .

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387 14:40 توسط مکتوب |


X

و اينك سكوت
و اينك سكوت انديشگاه تاريك روزها و شبها شده است
كسي مي‌آيد، كسي مي‌رود، چه اهميت دارند
اين خاشاك بي مقدار هر جايي؟
تنم فرسود و دلم فسرده شد
از اينهمه شبهاي تنهايي
از اين همه روزهاي بي انصاف
براي كه بگويم؟ از چه ؟
از تاريكي شبي سخت در پستويي متروك
از فشار جانكاه دستان اراذل بر گلوي نجابت
از دلتنگي‌هايم براي آن فرشته كوچك بي بال و پر
نه هيچ نخواهم گفت، كه هيچ، همه چيز من است.


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اردیبهشت 1388

اسفند 1387
بهمن 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384



پیوندها

Absurd
ارتباط عاطفی موثر تر ( دکتر شیری )
كـــــــــــامـــران
جزیره بچه گـــــــرسنه
سرزمین کانگرو ها
زیر آسمان استرالیا
مه کیا
قبل از یک زن (نیلی)
گفتار (روزبه)
زاغارت (روزبه)
کانون مطالعاتی دانشگاه امیرکبیر
یادداشتهای یک دختر ترشیده


    تعداد بازديدها: