|
بعد از یه مدت دوباره تو یه بعد از ظهر جمعه که حالم ازش بهم میخوره دوباره هوس کردم بنویسم از همین الان بگم اصلا نمی دونم چی میخواهم بنویسم پس اگه یکم بهم ریخته شد خرده نگیرید امروز صبح امتحان میان ترم داشتم ، ورقه رو کاملا سفید تحویل دادم دریغ از یک نقطه سیاه روی برگه فقط اسمم رو نوشتمو بعد از یه نیم ساعت نشستن روی صندلی دیگه خسته شدمو برگه رو تحویل دادم، امتحان توی سالن آمفی تاتر مانندی برگزار می شد به طوری که برگه جلویی کاملا جلوم بود ولی اصلا حالش نبود بنویسم نمیدونم چرا ؟؟؟؟؟؟ اینم نمیدونم که چرا رفتم ، خوب من که میدونستم هیچی بلد نیستم پس چرا رفتم، دقیقا مثل امتحان فیزیک هفته پیش با این تفاوت که تو اون امتحان نمی شد تقلب کرد ولی اینجا میشد و شباهتشم این بود که هر جفتشو سفید تحویل دادم ... فکر کنم این ترم خیلی وضعم خرابه فکر کنم که نه خوب خیلی خرابه دیگه، حتی سر کلاس زبان که من همیشه جزء فعال ترین ها بودم دارم هر جلسه منفی میگیرم استادشم تا حالا دو دفعه گفته که میندازمت !!!!!!!!!!!!!! ولی اصلا مهم نیست ترم بعد مگه نه ؟؟؟؟ خیلی خستم و دلم یه مسافرت بی فکر وخیال میخواهد ( فکر کنم همتون منظور از بی فکر و خیال رو میدونید ) احتمالا از رحلت امام استفاده کنم و یه سفر برم خدا کنه جور بشه . چند وقتیه یکیو خیلی دوست دارم اونم منو خیلی دوست داره تازه دارم لذت این که یکیو دوست داشته باشیو دوست داشته باشنو درک می کنم . باور کنید سرم خیلی شلوغه الان حدود یه ماهی هست که هر روز 6 صبح بیدار شدمو 12 شب خوابیدم ، پس نگید که تنبلی ، بدونید سرم شلوغه ضمنا گفتن که درست میشه ایشالله که درست میشه منم امید وارم که درست بشه. + نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 20:41 توسط مکتوب |
|