تبليغاتX
.:: مکتوب ::.

.:: مکتوب ::.

ههههههههههههههههههههه

کنکوری شدی بدبخت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پس برو بمیر

همین و بس

وسلام نامه تمام

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر 1384 20:6 توسط مکتوب |


ملت شریف ایران من به شما خیانت کردم !!!!!البته یک بار اونم فکر نکنم همچین خیلی خفن بوده باشه ولی این دفعه سعی کردم کمی جبران کنم این دفعه نه تنها خیانت محسوب نمیشد بلکه فکر کنم خدمت بزرگی هم به شما ملت شهید پرور کردم !!!!!!!!!!

بله دوستان همون طور که گفتم من به شما خیانت کردم و تنها خیانت من این بود که رای دادم !!!!!

اونم به کی به  معین !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ولی این دفعه واقعا لازم دیدم که حضور فعال داشته باشم و مشت محکمی بر دهان .... بزنم !!!!

البته میدونم با این کار رنگ ورزش تیر اندازی رو در کشور کم تر  کردم  ولی خوب چاره چیه !!!!

با این حال امید وارم با این خدمتی که کردم از  حماقت دفعه اولم خرده نگیرید !!!!

بریم سر داستان رای دادن امروز :

از دیروز قرار بود یکی از دوستام بیاد تا با هم بریم قرار ما ساعت ۶:۳۰بود راس ساعت اومد

مونده بودیم کجا بریم این وظیفه رو انجام بدیم که یاد مدرسه دوران راهنماییم افتادم اون جا هم حوزه بود راه افتادیم سمت مدرسه از اونجایی که این دوست من یه کم شوخ تو راه هرکی رو میدید شناسنامه رو نشونش میداد و ازش معذرت خواهی میکرد به خاطر عملی که میخواستیم انجام بدیم !!!!

رسیدیم دم در مدرسه هنوز تو نرفته یه دونه از این خانو م های متشخص جلومونو گرفت گفت : آقا تورو خدا به هاشمی رای بدین !!!!!!!!!

ما رو میگی برق از سه فازمون پرید پیش خودم گفتم این بابا چه منافعی داره که با اومدن احمدی نژاد به خطر میفته !!!!!!!!

از اونجایی که اکیپ ما کلا رو حرف خانوما حرف نمیزنه یه چشم جانانه گفتیم و رفتیم تو صف !!!!!!

حالا بگید تو صف با چه صحنه ای مواجه شدیم یه آقا پسر خوشگل ۱۶ـ۱۷ ساله با یه آستین حلقه ای تشریف آورده بودن رای بدن !!!!!! آقا صدای همه مردم در اومده بود گیر داده بودن به سر باز دم در میگفتن تذکر بده !!!!! سربازم میگفت بذارید رای ش رو بده بره !!!!!!!!

پیش خودم گفتم به خاطر یه رای تن به چه بی ناموسی هایی که نمیدن !!!!

این رفیق دیوونه ما هم گیر داده بود هی تو صف میگفت :Only King Akbar

گفتم بابا دیوونه میگیرن چوب تو آستینمون میکننا ول کن ولی ول کن نبود !!! مامورا هم عین خیالشون نبود !!!!!! (چه میکنه این رای دادن )

رای رو دادیم و اومدیم بیرون و شناسنامه مون رو با مهر جمهوری اسلامی مزین کردیم !!!

اون خانومم ول کن نبود تا اومدیم بیرون گفت : هاشمی دیگه ؟؟؟ ما هم گفتیم بله

فکر کنم تا الانم اونجا باشه !!!!

اینم از رای دادن ما !!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در جمعه سوم تیر 1384 21:15 توسط مکتوب |


X

و اينك سكوت
و اينك سكوت انديشگاه تاريك روزها و شبها شده است
كسي مي‌آيد، كسي مي‌رود، چه اهميت دارند
اين خاشاك بي مقدار هر جايي؟
تنم فرسود و دلم فسرده شد
از اينهمه شبهاي تنهايي
از اين همه روزهاي بي انصاف
براي كه بگويم؟ از چه ؟
از تاريكي شبي سخت در پستويي متروك
از فشار جانكاه دستان اراذل بر گلوي نجابت
از دلتنگي‌هايم براي آن فرشته كوچك بي بال و پر
نه هيچ نخواهم گفت، كه هيچ، همه چيز من است.


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اردیبهشت 1388

اسفند 1387
بهمن 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384



پیوندها

Absurd
ارتباط عاطفی موثر تر ( دکتر شیری )
كـــــــــــامـــران
جزیره بچه گـــــــرسنه
سرزمین کانگرو ها
زیر آسمان استرالیا
مه کیا
قبل از یک زن (نیلی)
گفتار (روزبه)
زاغارت (روزبه)
کانون مطالعاتی دانشگاه امیرکبیر
یادداشتهای یک دختر ترشیده


    تعداد بازديدها: