تبليغاتX
.:: مکتوب ::.

.:: مکتوب ::.

اولین پستم بعد از این مدت یه شعره از یکی از وبلاگ نویسا که وبلاگش فیلتره :

باشد تا صبح دولتتان بگذرد
کاین هنوز از نتایج سحر است
هم مرگ بر زمان شما نیز بگذرد
هم رونق جهان شما نیز بگذرد
وین بوم مهنت از پی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
ای گله ی چهارپا سپرده به چوپان گرگ طبع
این گرگی شبان شما نیز بگذرد
آنکس که اسب داشت , غبارش فرو نشست
گرد ثم خران شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عو عو سگان شما نیز بگذرد

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384 18:41 توسط مکتوب |


بسمه تعالی!!!!

سامعلیک به گل روی هر چی فک و فامیل با مرامه!!!!!اول از همه داااااش میتی یه گل.......

اطلاعیه......

اومدم به حضور مبارک همه یه اونایی که از وجود من تو این وبلاگ شاکی شدن و همه یه اونایی که خوششون اومد و همه یه اونایی که حسودیشون شد و همه یه اونایی که  دمت گرم گفتن ....برسونم که با عرض تاسف فراوان برای خودم من ابجی یه بیوفایی شدم و فعلا مهدی رو میسپرم دست فک و فامیل محترممون ....از جمله دختر عمو ها و ابجی های دیگه و دکتر و بر و بچس و در  و همسایه....

چیزی نمونده امتحاناش تموم شه....خودش زود میاد و به فیض میرسونه.....منبرو میگم....به قول سانی قبل از اینکه من بیام اینجا کرم ریختن اون چیز میزای خوب خوب مینوشت....بگذریم....

سفارش نکنم دیگه.....مواظب مهدی باشین.....بهش بگین دلم براش تنگ میشه.... مواظب خودتون هم باشین.....واینکه اون دسته از مهمونای محترممون که خوشحال شدن از نبودن من باید به عرضشون  برسونم که برمیگردم....حالا دیرو زود داره اما سوخت و سوز و مرگ و میر و انفجار نداره

خوش باشین و دمتون چیییییییییییییی؟  گرم داداش......اره

امضا.....ابجی گله یه مهدی و رزا و زهرا و بقیه یه فک فامیل

بای بای

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1384 2:27 توسط مکتوب |


بسم الله......

سلام عرض میشود خدمت همه یه خوانندگان و دوستان گرامی یه اقا مهدی یه گل.....منو لابد میشناسین....یه دفه گفتن میام اینجا کرم ریختن......الان اومدم بگم که اگه وجود من در این مکان باعث مزاحمتم برای کسی شده شدیدا شرمنده یه اخلاق ورزشی یه همتون هستم....و اینکه مهدی با اینکه کم پیدا شده اما مطمئنم رسیدگی میکنه هر روز....الانم که امتحان داره  من جاش براتون سخنرانی میکنم....البته میدونم ممکنه وسط منبرم خوابتون ببره اما خب سرتونو میخورم تا داداش گله سر حس بیاد و برامون بنویسه....الانم که اومدم بنویسم  پیش همه میگم که حاضرم با همه یه فک و فامیل  از دختر عمه گرفته تا پسر دايي پیمان صلح امضا کنم......بهتون گل میدم سرخ و سفید و ارغوانی محض اشتیداش میتی یه من خیلی بهم لطف داره......ایشالله همیشه  سالم و خوشگل و اول باشه.....

اگه لازم شد دوباره میام اینجا محض خطبه خونی و شایدم مخزنی و شایدم  باز اعلام جنگ....منتظرم باشین....

بای بای همگی...

مهدی کجایی که ببینی دکتره چی گفته...!!!!!!

+ نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1384 17:26 توسط مکتوب |


X

و اينك سكوت
و اينك سكوت انديشگاه تاريك روزها و شبها شده است
كسي مي‌آيد، كسي مي‌رود، چه اهميت دارند
اين خاشاك بي مقدار هر جايي؟
تنم فرسود و دلم فسرده شد
از اينهمه شبهاي تنهايي
از اين همه روزهاي بي انصاف
براي كه بگويم؟ از چه ؟
از تاريكي شبي سخت در پستويي متروك
از فشار جانكاه دستان اراذل بر گلوي نجابت
از دلتنگي‌هايم براي آن فرشته كوچك بي بال و پر
نه هيچ نخواهم گفت، كه هيچ، همه چيز من است.


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اردیبهشت 1388

اسفند 1387
بهمن 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384



پیوندها

Absurd
ارتباط عاطفی موثر تر ( دکتر شیری )
كـــــــــــامـــران
جزیره بچه گـــــــرسنه
سرزمین کانگرو ها
زیر آسمان استرالیا
مه کیا
قبل از یک زن (نیلی)
گفتار (روزبه)
زاغارت (روزبه)
کانون مطالعاتی دانشگاه امیرکبیر
یادداشتهای یک دختر ترشیده


    تعداد بازديدها: